تبليغاتX
شاد باش شادی آور شاد کن(محمد دهدار-دبی)




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





3


[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 12:42 | |







هزاران گل زیبا تقدیم شما بازدید کننده عزیز


[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 19:16 | |







ایران در زمره كشورهای تولید كننده صنعتی سوخت هسته ای

 
 ایران در زمره كشورهای تولید كننده صنعتی سوخت هسته ای
 

 

رییس جمهور گفت: ایران در زمره كشورهای تولیدكننده صنعتی سوخت هسته ای قرار گرفت .
محمود احمدی نژاد این گام افتخارآمیزرا به ملت بزرگ ایران تبریك گفت و تاكیدكرد: ملت ایران و نظام اسلامی با اقتدار از حقوق خود دفاع و حفاظت می كند.

رئیس جمهور در ادامه سخنان خوددرجشن ملی هسته ای -سوختهای فسیلی رادر قیاس با سوخت هسته ای -گران قیمت -ناپایدار و دارای آلودگی فراوان ارزیابی كرد و گفت : اگر سوخت های فسیلی مناسبتر بود دولت های غربی مدعی ملت ایران -به سمت استفاده هرچه بیشتر از انرژی حاصل ازسوخت های اتمی حركت نمی كردند.

احمدی نژاد افزود:در برخی كشورها تا 80 درصدانرژی الكترونیكی مورد نیاز از سوخت های هسته ای تامین می گردد و هم اكنون درجهان صدها نیروگاه هسته ای تاسیس شده وبه كارافتاده است ضمن اینكه درطرح كمیسیون اروپاتحت عنوان سیاست انرژی برای اروپانیزبرسوخت هسته ای تاكید شده است .

رئیس جمهور با اشاره به تاریخچه عضویت ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای گفت: ایران ازدهها سال قبل قراردهای مختلفی باامریكا كانادافرانسه والمان درباره استفاده های غیرنظامی وصلح جویانه ازانرژی اتمی وهمكاریهای علمی وفنی وصنعتی پژوهش علمی وتوسعه تكنولوژی داشته است كه بعضی از آنها به دلایل گوناگون فنی و یا سیاسی ملغی وبه حالت تعلیق در آمده است.

رئیس جمهورخاطرنشان كرد:بنابراین موضوع تولیدسوخت وانرژی هسته ای در ایران موضوع جدیدی نیست و از همین واقعیت مشخص می شودكه مخالفت و مناقشه قدرتهای زورگوبافعالیتهای هسته ای ایران دراین مقطع زمانی صرفا با اهداف سیاسی و مغرضانه انجام می شود.

رئیس جمهور علت مخالفت برخی قدرتهابافعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران را جلوگیری ازبهره مندی ملت ایران ازامتیازات ارزشمند انرژی هسته ای دانست وگفت: این كشورها با نفوذ و سیطره خوددربرخی مجامع جهانی می خواهنددرمسیر پیشرفت ملت بزرگ ایران سنگ اندازی كنند ولی ملت ما كه قرن ها از پیشتازان علم تمدن وفرهنگ جهان بوده است اجازه چنین كاری رابه قدرتهای زورگو نخواهد داد و با صلابت به سوی قله های بزرگتر پیشرفت و افتخارحركت خواهد كرد.
 
 
 
 
 

[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 19:55 | |







پيروزي قاطعانه پرسپوليس مقابل مس كرمان

/هفته بيست و چهارم ليگ برتر/

پيروزي قاطعانه پرسپوليس مقابل مس كرمان

خبرگزاري فارس: تيم فوتبال پرسپوليس تهران در ديدار مقابل مس كرمان به پيروزي پر گل 4 بر يك دست يافت.

شادي بازيكنان تيم پرسپوليس پس از پيروزي در بازي با مس كرمان

از هفته بيست و چهارم ليگ برتر عصر امروز تيم فوتبال پرسپوليس در تهران ميزبان مس كرمان بود و در پايان با نتيجه 4 بر يك حريف خود را مغلوب كرد.
عليرضا نيكبخت واحدي در دقيقه 27 گل اول بازي را با ضربه سر وارد دروازه عباس محمدي كرد تا نيمه نخست با برتري يك بر صفر پرسپوليس خاتمه يابد.
شاگردان دنيزلي نيمه دوم را نيز هجومي آغاز كرده و موقعيت هاي مناسب گلزني خلق كردند و در دقيقه 56 حسين كعبي پاس نيكبخت واحدي درون محوطه هجده قدم را به گل دوم پرسپوليس تبديل كرد.
پژمان نوري كه در نيمه نخست يك موقعيت مسلم گلزني را از دست داده بود در دقيقه 67 از داخل محوطه هجده قدم سومين گل بازي را به سود پرسپوليس به ثمر رساند و بالاخره در دقيقه 73 زيادشعبو كه بعنوان بازيكن جانشين وارد ميدان شده بود گل چهارم را وارد دروازه عباس محمدي كرد.
شاگردان فرهاد كاظمي كه در اواخر بازي عملكرد بهتري از خود ارائه دادند موفق شدند در دقيقه 81 يكي از گل هاي خورده را توسط صابر ميرقرباني جبران كنند و در نهايت اين بازي با برتري قاطعانه پرسپوليس خاتمه يافت تا اين تيم با يك پله صعود در جدول رده بندي در مكان پنجم قرار بگيرد.
هدايت ممبيني قضاوت اين بازي را برعهده داشت و به نيكبخت واحدي و معدنچي از پرسپوليس اخطار داد.
اسامي بازيكنان پرسپوليس تهران: مهدي واعظي، الونگ الونگ، ابوالفضل حاجي زاده، شيث رضايي(83 طارق جبان)، فرزاد آشوبي، كريم باقري، پژمان نوري، ابراهيم اسدي، مهرزاد معدنچي، حسين كعبي(78 محمد پروين) و عليرضا نيكبخت واحدي(71 زياد شعبو)
سرمربي: مصطفي دنيزلي
اسامي بازيكنان مس كرمان: عباس محمدي، حسين تلقيني، رسول ميرطرقي، محسن زاهدي، محمدرضا سهندرازيان، علي قرباني(37 شاهين خيري)، فرشاد حسين خاني، خلدون ابراهيم، حميد شريفي(62 علي مولايي)، آدريانو آلوز و صابر ميرقرباني
سرمربي: فرهاد كاظمي


[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 20:21 |







خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی،

خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی،

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله مبارک باد.

 

ای واژه های مهربان! چگونه می خواهید شعف دل را واگویه کنید؟ مهربان ترین

 فرشته خاکی می آید و دل کائنات نزدیک است از شوق قالب تهی کند. او از

 حق آمده و به حق برانگیخته شده است. ابتدا و انتهایش رنگ خدایی دارد. آفتاب

 جهان فروز و عالم تاب توحید است که برف ظلم را آب می کند و نوید بهار می دهد.

قلب عالم امکان است. جریده هستی است. افلاکی ترین فرشته خاکی است. پادشاه

لولاک است. مصطفی است. برگزیده حق است. نامش بلند و دینش پاینده!

 

                                                                             

 

جناب عبدالمطلب، پدر بزرگ پيغمبر (ص)، پس از آن که به کمال رشد رسيد

و مناصب کعبه

به او منتقل گرديد، چيزي نگذشت که فوق العاده عظمت يافته بر مردم مکه و قريش

 امير و مهتر شد، عبدالمطلب مردي چهار شانه، خوش سيما، اندکي چاق و پرتو جواني در چهره اش ميدرخشيد و مع الوصف تمام موهاي سرش سپيد بود.

عبدالمطلب چنان بزرگي يافت که از بلاد و کشورهاي دور، به نزد او تحف و هدايا ميفرستادند، و هر که او را زنهار ميداد در امان بود، و چون عرب را داهيه اي پيش مي آمد، او را برداشته به کوه خثبير برده قرباني ميکردند، انجام حاجات خود را به بزرگواري او ميشناختند، ديگران خون قرباني خود را بر پيشاني بتها ميماليدند، اما او جز خداي يگانه چيزي را مورد ستايش قرار نميداد ...

عبدالمطلب در آن وقت که حفر زمزم ميکرد، قريش او را استهزا نموده، گفتند: تو خوشبخت بودي اگر بيش از يک پسر داشتي. آنگاه عبد المطلب با خداي خود عهد بست که اگر او را 10 پسر آيد، يک تن را که از همه برگزيده تر باشد در راه او قرباني کند.

چيزي نگذشت که اين موهبت نيز نصيبش گشته داراي ده پسر و شش دختر شد!

اين خزانه پسران بر افتخارات او افزود، وقتي که به صحن مسجد الحرام مي آمد، ده پسر جوان او، که دنبالش بودند، هاله سر افرازي و جلال بر او انداخته، ديده ها به سويش دوخته ميشد!! او کسي بود که تير دعايش براي داشتن ده پسر به اجابت رسيده بود، اما از اين طرف موقع آن رسيده بود که عبد المطلب به عهد خود وفا نموده، يکي از پسر ها را در راه خدا قرباني کند، ولي گاهي که فکر ميکرد، دل از يکي برکند و مهر او را در نه پسر ديگر قرار دهد در موقع انتخاب عاجز ميماند.

عبد المطلب يک شب تا صبح نخوابيد، تمام آن ده نفر را مقابل نظر خود آورده، سبک و سنگين کرد، راه حلي که به نظرش رسيد اين بود: قرعه به ميان آنها کشد و انتخاب را به خدا وا گذارد.

صبح روز بعد عبدالمطلب پسرها را داخل خانه کعبه نمود و بين آنها قرعه زد. قرعه به نام عبدالله درآمد، پس عبدالله را خوابانيد تا ذبح کند، قريش مانع گشتند، و زنهاي عبدالمطلب شروع به گريه و ناله نمودند، (عاتکه) دختر عبدالمطلب، عرض کرد: پدر، بين شترهايي که در حرم داري و بين عبدالله قرعه بزن، پس او شروع به قرعه زدن نمود، و ده ده زياد کرد، تا به صد شتر که رسيد قرعه به نام شترها برآمد، و بعد عبدالمطلب اين کار را سه بار تکرار کرد، و هر سه بار قرعه به نام شترها افتاد و عبدالله به سلامت ماند.

 

وديعه الهي را به آمنه سپرد

پس از آنکه جناب عبدالمطلب با قرباني صد شتر، حيات عبدالله را خريد، چند روزي بيش نگذشت که او را با خود به منزل (وهب) برد، خواست تلخ ترين احساسات چند روز خود، و فرزندش عبد الله را با شيرين ترين کارها جبران کند.

جناب آمنه را براي عبدالله خواستگاري کرد. وهب و خانواده او به شرافت و سخاوت مشهور بودند، و آمنه به حجب و حيا، عبدالمطلب گفت: پسر من از يک خانواده قديمي است که به اصالت معروفند، شمشير و اسب، دشت و کوه، با شجاعت و قدرت و قوت او را ميشناسند.

وهب گفت: دختر من در تقوي بي نظير است.

عبدالمطلب: پسر من، براي مهر هشت شتر مياورد، و شب عروسي را من تعيين مينمايم، بدين گونه آمنه خطبه خوانده شد.

از اين طرف نزديک شده بود که کاروان قريش براي سفر شام حرکت کند، عبدالله از طرف عبدالمطلب کانديداي اين سفر بود، از اين جهت چيزي نگذشت که عبدالمطلب، اسباب عروسي را فراهم ساخت تا عبدالله بتواند با کاروان رهسپار گردد.

جشن مفصلي گرفته شد، بزرگان قريش دعوت شدند، چند شتر براي ميهمانان کشتند، آمنه را به خانه عبدالله آوردند، عبدالله که حامل نور نبوت الهي بود آن وديعه الهي را به آمنه سپرد ....

آمنه در پاره اي از شبها صدائي ميشنيد، که اي آمنه تو مادر شده اي و بهترين پسر را مي آوري.

چند ماهي بيش نگذشت که يک روز صبح صداي طبل بلند شد، مردم مکه به يکديگر بشارت ميدادند که کاروان نزديک شهر رسيده است، مردم به جنبش آمده و به سوي کاروان حرکت کردند، در پيشاپيش آنها پسران عبدالمطلب سوار اسبهاي طلايي رنگ، به استقبال کاروان و برادرانشان شتافتند!

عبدالله در کاروان نبود! خاک يثرب عبدالله را در کام خود کشيده بود، افسوس که آخر الامر هم، عبدالله در جواني درگذشت. تنها دلخوشي آمنه پس از مرگ شوهر، فرزندي بود که انتظار او را ميکشيد و آرزو ميکرد پسر باشد، يک عبدالله کوچک باشد.

Milad

 

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد

وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى، شب وصال محمد

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى آمده مجموع، در ظلال محمد

عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر، مجال محمد

و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند، بلال محمد

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمين حشر نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش خواب نمى ‏گيرد از خيال محمد

«سعدى‏» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در آن زمان که کعبه را بتخانه اعظم ميخواندند، و در جزيره العرب، ايمان به خدا، و فضائل انساني مفهومي نداشت. در آن زمان که ابرهه با سپاهش به مکه تاخت، تا کعبه را ويران، و آن سال مبدأ تاريخ عرب گشته، آن را عام الفيل ناميدند، يعني سالي که ابرهه با پيلان مست، براي ويران ساختن کعبه آمد و خداوند آنها را هلاک ساخت.

در 17 و بنا به قولي در 12 ربيع الاول اين سال، نزديک به طلوع صبح، تازگيهايي در جهان پديد آمد:
١- امام ششم (ع) فرمود: شيطان به هفت آسمان بالا ميرفت و خبرهاي آسماني را گوش ميداد، وقتي که عيسي (ع) تولد يافت از سه آسمان رانده شد، و تا آسمان چهارم ميرفت، و چون حضرت رسول (ص) متولد شد از همه آسمانها رانده گرديد.

٢- بارگاه انوشيروان (ايوان مدائن) شکست و چهارده کنگره آن افتاد.
۳- انوشيروان در خواب ديد که خورشيد در تاريکي شب از طرف حجاز برآمد و از نردبان چهل پله اي که سر به کيوان کشيده بود بالا رفت، و همه جا را روشن کرد، جز کاخ او که در تاريکي ماند.
٤-  آتشکده آذر گشسب که هزار سال روشن بود، خاموش شد، سرد گشت و مرد.

۵- در يثرب يک يهود بر فراز قلعه اي فرياد کرد: اين ستاره احمد است، ستاره پيامبر جديد است، يهودي هايي که پاي قلعه ايستاده بودند، به سراغ غيبگو و دانشمند خود دويدند.

٦- يک عرب بياباني با ريش سپيد، و قامتي بلند، مهار شترش در دست، وارد مکه شد، و اين اشعار را ميخواند: ديشب مکه در خواب بود و نديد که در آسمانش چه نورافشاني و چه ستاره باراني بود!

٧- در آن شب هر بتي که در هر جاي عالم بود، بر رو افتاده بود.

٨-  درياچه ساوه که سالها آن را ميپرستيدند فرو رفت و خشک گرديد.

۹- وادي سماوه که سالها بود، کسي آب در آن نديده بود، آب در آن جاري شد.

١٠- داناترين دانشمند مجوس در خواب ديد: که چند شتر صعب، اسبان عربي را ميکشتند و از دجله گذشته داخل بلاد ايشان شدند، طاق کسري از ميان شکست و دو حصه شد، و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاري گرديد، و نوري از طرف حجاز ظاهر گرديد و در عالم منتشر شد و پرواز کرد تا به مشرق رسيد.

١١- سرير سلطنت پادشاهان، سرنگون شده بود.

١٢- مجمع پادشاهان در آن روز، غمناک و از سخن بازمانده بودند.
١۳- ميان کاهنان و همزادشان که خبرها به آنها ميگفتند جدايي افتاد، و ساحران از علم خود نميتوانستند استفاده نمايند.

 نزديک به فجر صادق، مقارن اين حوادث، جناب آمنه ديد که ستاره هاي آبي، با دنباله هاي ارغواني، به پشت بام خانه اش ميريزند!، از اين تماشا مسرور شده بود که ناگهان ديد زنهايي نوراني اطراف بالينش نشستند، فکر کرد زنان قريشند، ولي متحير بود که چگونه خبر يافته اند که او در اين وقت ميخواهد وضع حمل کند!!

صدايي به سان زمزمه فرشتگان و صداي ارواح از ميان آنان بلند شد: يکي گفت: من آسيه زن فرعونم، ديگري گفت: من مريم دختر عمرانم .....

آمنه بر روي آنها تبسم کرد (پسرش به دنيا آمد). آمنه گفت: صدايي شنيدم که ميگفت: اي آمنه به پسر تو، خلق آدم، معرفت شيث، شجاعت نوح، خصلت ابراهيم، زبان اسماعيل، رضاي اسحاق، فصاحت صالح، حکمت داوود، حشمت سليمان، ملاحت يوسف، تحمل موسي، طاعت يونس، صبر ايوب، جهاد يوشع، حب دانيال، وقار الياس، عصمت يحيي، و زهد عيسي عطا شده است.
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري.


[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 23:13 | |







بهار . ترنم آغازی دوباره

                                                         به نام حق

صدای پای بهار چه ساده و چه دلنشین میاید.

تپش گرم طبیعت آغاز شده است. زمین پوستین زمستانی خود را میکند تا نفس تازه کند.

این روزها از همه جا شادی و نشاط میروید.ترنم آغازی دوباره در زندگی مان به گوش میرسد

ترنمی نشاط انگیز که در دل اضطراب و شتاب می پروراند تا در این قافله نو شدن کسی بهانه دگر گونی و تغییر را از دست ندهد.خوب است تاملی هم داشته باشیم به تاثیرمان در بهبود حال دیگران.

چقدر انرژی مثبت داده ایم ؟

چقدر با خود شادی به ارمغان آورده ایم؟

چقدر مهربان بوده ایم؟

آیاتلاش کرده ایم گره از مشکل اطرافیان باز کنیم؟

همدلی چطور؟

آیا با مهر ورزی باری از غم دیگران کاسته ایم یا....؟

امید که با تفکر و تامل بیشتر بر آنچه در سال ۸۵ گذشت طوری برای سال ۸۶ برنامه ریزی کنیم که سال دیگر همن موقع با آسودگی خاطر بیشتری به داوری اعمالمان بنشینیم.

با شروع سال ۸۶ لازم میدانم از کلیه عزیزانی که در طول ماههای گذشته(با درج نظرات زیبای خود) من را در ارائه هر چه بهتر مطالب وبلاگم یاری دادند صمیمانه تقدیر و تشکر کنم.

بار دیگر سال نو را به تمامی شما بزرگواران تبریک گفته و سالی سرشار از سلامت .سعادت . بهروزی . نعمت و برکت برایتان آرزومندم.

خسته در حبس زمینم مه من یادم کن

                                        به نگاهی .به پیامی . سخنی .شادم کن

بنگر ای عمر و جوانی زغمت پیر شدم

                                      شیر آن بیشه منم من. که به زنجیر شدم

به نوای دل غمدیده نمی آیی باز

                                    به هوای دل شوریده تو نگشایی راز

بی نگاه تو ببین باغ و بهارم گم شد

                                  دل طوفان زده پامال همه مردم شد

همچو زلف تو دلم سخت پریشان مانده است

                                 آه کز روی تو این آینه حیران مانده است           


[+] نوشته شده توسط محمد دهدار - دبی 2007 م در 11:28 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست